العلامة الحلي ( مترجم : على شيروانى )
132
ترجمه و شرح كشف المراد ( فارسى )
- 8 - قضاء و قدر متن : اگر مقصود از قضا و قدر [ در سخن اشاعره كه با استناد به آن قائل به جبر شدهاند ] آفريدن فعل باشد [ و اينكه افعال انسانها در واقع آفريدهء خدا و منتسب به اوست ، نه ما ] محال لازم مىآيد [ كه بيان آن گذشت . ] و اگر مراد از آن الزام باشد [ كه خدا افعال انسانها را واجب ساخته است ] ، اين تنها دربارهء كارهايى كه [ در شرع ] واجب شده ، صادق است . و اگر مراد اعلام باشد [ كه خداوند افعال انسانها را در كتاب نوشته و اعلام كرده است ] ، مطلقا [ نسبت به همهء افعال ] اين معنا صحيح است و آن را امير مؤمنان در حديث اصبغ بيان كرده است . شرح : واژهء قضاء در چند معنا به كار مىرود : 1 - آفريدن و تمام كردن . خداى متعال مىفرمايد : « آنگاه هفت آسمان را در دو روز آفريد و به اتمام رساند . » ( فصلّت / 12 ) 2 - حكم كردن و ايجاب نمودن ، مانند : « پروردگار تو لازم و واجب نمود كه جز او را نپرستيد . » ( اسراء / 23 ) 3 - اعلام و اخبار ، مانند : « بنى اسراييل را آگاه كرديم و به ايشان خبر داديم در كتاب » ( اسراء / 4 ) واژهء قدر نيز در چند معنا به كار مىرود : 1 - خلق و آفريدن ، مانند : « و مواد غذايى آن را درش آفريد . » ( فصلت / 10 ) 2 - كتابت مانند سخن شاعر كه مىگويد : و بدانكه خداى صاحب جلال همانا نوشته است در صحيفههاى نخستين كه نگاشته است . 3 - بيان ، مانند « مگر همسر او كه بيان كرديم كه از باقى ماندگان است . » ( نمل / 57 ) پس از روشن شدن معانى لغوى واژهء قضا و قدر به اشعرى مىگوييم : مقصود تو از اينكه مىگويى خداى متعال كارها و اعمال بندگان را قضا و تقدير كرده است ، چيست ؟ اگر مقصودت آن است كه كارهاى ايشان را خلق و ايجاد كرده است ، [ به